ابراهيم عاملي ( موثق )
285
تفسير عاملي ( فارسي )
و عواطف و مىگويند حقّ حيات گرامىتر از آن است كه در اختيار دولت و مجرى قانون گذارده شود و اين عمل جز حس انتقام و تسكين خشم نتيجهى ديگر ندارد . موافقين اعدام مىگويند چون يك نفر بحقوق ديگران تجاوز كرد براى او حق باقى نمىماند . بعقيدهى من قوانين مانند لباس است كه بايد متناسب با اندام كسى باشد كه مىخواهد بپوشد و تقليد از آن موجب تضييع مقصود از قانون و از دست دادن هدف و نتيجهى آن است و بهتر اين است كه قضيه را از نظر اجتماع رسيدگى كنيم . مىگويند : جرم مولود عدم نظم اجتماع است و بيشتر اشخاص جانى قربانى وضع اجتماع خود مىشوند . اين عقيده را نمىتوان بطور كلَّى تصديق كرد زيرا در جامعههاى عقبمانده مانند مصر و عراق و هند و ايران جرمهائى واقع مىشود كه از نظر وسايل و طرز عمل سبكتر و سادهتر است از همان جرائم كه در امريكا و انگلستان و آلمان و فرانسه اتفاق مىافتد با اينكه آنها در فقر و بيچارگى و جهل بيشتر گرفتار هستند . جنايات آنها با كارد و چاقو و انواع زهرها انجام مىشود در صورتى كه غربيهاى تربيت شده كه وسايل زندگى و آسايش دارند با وسايل مهمتر مثل اسلحههاى آتشى و نارنجك آدم مىكشند . پس جرم مربوط به وضع اجتماع نيست اين است كه در حقيقت همانطورى كه علماء اجتماع گفتهاند قتل و جنايت يك انحراف فطرى است كه عدّهاى از مردم به آن گرفتار هستند و موجب خطر جانى و حقوقى و آزادى ديگران مىشوند و براى جلوگيرى ازين خطر اعدام معيّن شده است و در بعضى ممالك حبس ابد را عوض اعدام قرار دادهاند و مىگويند : حبس براى مجرم رنج بيشترى از اعدام دارد ما كار نداريم كه رنج حبس ابد بيش از كشتن هست يا نيست ؟ نظر در اين است كه آنچه موجب جلوگيرى از شرارت اين جور افراد خطرناك است بايستى طورى انجام شود كه به نتيجه برسد و همانطور كه شاخهى فاسد را بايد فورا بزنند كه بقيّه را نابود نكند اين عضو خطرناك جامعه را بايد به زودى از ميان بردارند كه آسيبش به ديگران نرسد به نظر من زندان براى محكومين بحبس ابد مانند مهمانخانهاى است كه بهتر از خانههاى خود و راحتتر هستند و هر چه بيشتر در اين موضوع فكر مىكنيم معتقد مىشويم كه در